قاضى ابرقوه
544
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
و على ، رضى اللّه عنه ، و مرثد بن [ أبى ] مرثد الغنوى يك اشتر داشتند و بنوبت بر ان مىنشستند ، و حمزة بن عبد المطلّب ، و زيد بن حارثه ، و ابو كبشه ، و أنسه يك اشتر داشتند كه بنوبت بران مىنشستند ، و جملهء أصحاب از اين حساب [ 1 ] . و سيّد ، عليه السّلام ، قيس بن أبى صعصعه بر ساقه لشكر [ 2 ] خود باز داشته بود ، و علم لشكر أنصار با سعد بن معاذ [ 3 ] بود . پس سيّد ، عليه السّلام ، چون از مدينه بيرون آمد ، راه راست مكّه پيش گرفت و منزل به منزل مىآمد ، تا چون بنزديك وادى صفراء [ 4 ] رسيده بود ، دو تن از صحابهء خود از پيش بفرستاد تا تجسّس كنند از أبو سفيان و كاروان كه با وى بودند ، و خود و صحابه آهسته مىآمدند تا به وادى صفراء فرود آمدند . چون فرود آمدند ، آنجا دو كوه بود ، و سيّد ، عليه السّلام ، نام آن كوهها * بپرسيد ، گفتند : يكى مسلح [ 5 ] مىخوانند و آن ديگر مخرئ ، و ديگر باز پرسيد كه كدام قبيله در اين كوهها مقام دارند ؟ گفتند : دو قبيله ، يكى را بنى النّار [ 6 ] خوانند و آن ديگر را [ بنى ] حراق خوانند . پس سيّد ، عليه السّلام ، از آن نامها كراهيت آمد و از براى فال بر آن كوهها نشد و بر آن قوم نگذشت ، و در ميان آن هر دو كوه راهى ديگر بود و بدان راه بفرمود تا بروند . و چون از وادى صفراء بدر رفته بودند ، خبر آوردند كه قريش با جمله لشكر و عدّت كه در مكّه بود ، جمله بيرون آمدند و پيش أبو سفيان و قافله كه با وىاند باز آمدند و بفلان منزل فرود آمدهاند ، و از آن منزل ، كه
--> [ ( 1 - ) ] متن عربى ج 2 ص 264 : + و كان ابو بكر ، و عمر ، و عبد الرحمن بن عوف يعتقبون بعيرا . [ ( 2 - ) ] ساقة الجيش ، بنگاه لشكر و مؤخر آن ( منتهى ) . [ ( 3 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى : سعد بن مغيره . [ ( 4 - ) ] در اصل و روا همه جا : صفران . [ ( 5 - ) ] در اصل : منسح . [ ( 6 - ) ] در اصل : بنى ايسار .